ورود به سیستم Preview

 

سیستم‌های زیرپوشش

  پایان‌نامه‌ها
   طرح‌های پژوهشی
   نقشه‌ها
   عکس‌ها
   چندرسانه‌ها

 راهنماها

  نحوه ورود به سیستم
  راهنمای کلی زیرسیستمها
  جستجوی ساده
  جستجوی پیشرفته
  نحوه ثبت پایاننامه

 تماس با ما
شما می‌توانید نظرها و پیشنهادهای خود و یا اشکال‌های سایت را به نشانی زیر ارسال کنید

software@ut.ac.ir

 برخی لینکها
برخی لینکهای مهم


جزئیات پایان نامه رکورد شماره ی 243948
عنوان (عنوانها): نخستين صورتِ سازهِ فرهنگي «غرب» و «تجدد» در ايران معاصر(دوره قاجاري) 
نویسنده (نویسنده ها): نبوي، حسين
همکاران: اباذري، يوسف علي (مشاور علمی)
آزاد ارمكي، تقي (راهنمای پایان نامه)
جلائي پور، حميدرضا (مشاور علمی)
گرایش: دانشگاه تهران . دانشكده علوم اجتماعي . گروه جامعه شناسي . رشته جامعه شناسي-نظري فرهنگي
مقطع تحصیلی: دکتری تخصصی
تاریخ دفاع: 1390/09/12
برساخت: ز,275 ص.:  پیوست
زبان اثر: فارسی
نوع پایان نامه:
شماره ثبت: رس 4315
شماره بازیابی: رس 4315
محلهای نگه داری: - كتابخانه دانشكده علوم اجتماعي (ثبت: رس 4315 بازیابی: رس 4315)
- كتابخانه مركزي -تالار اطلاع رساني (ثبت: 51119)
چکیده (فارسی): «غرب» در تحولات ايران معاصر نقش بنيادي داشته است. اين تأثير گذاري ، گرچه بر مبناي ساختار اقتصادي يا سياسي يا اجتماعي مطالعه وكاويده شده است، ولي بر اساس ساختار فرهنگي ، دست كم بر مبناي مدل جفري الگزاندر و فيليپ اسميت ، تا به حال كاويده نشده و چنين پژوهشي صورت نگرفته است. اين تحقيق مي خواهد چنين هدفي را دنبال كند . پرسش اساسي آن اين است كه «غرب» و «تجدد» براي ايراني هاي دوره قاجاري چه معنائي داشته است؟ به سخن ديگر از«غرب» چه سازه فرهنگي در ايران آن روزگار شكل گرفته و نخستين صورت يا صور اين سازه فرهنگي چه بوده است؟ الگزاندر و همكارش براين باور هستند كه فرهنگ همان معنا و تارهاي معنا هستند كه در شكل دهي به كنش هاي آدميان نقش اصلي را دارند. براي فهم علت كنش ها مي بايد متن هاي اجتماعي را بازسازي كرد. به سخن ديگر بايد ساختارهاي فرهنگ ، يعني نماد، رمزگان و روايت را درباره يك موضوع يا مسئله بازسازي كرد. اين تحقيق مي كوشد تا براي فهم نقش و تأثير «غرب» ، بر اساس همين مبناي نظري اقدام كند. نتايج حاصله نشان مي دهد كه براي ايراني هاي دوره قاجار، به ويژه براي كساني كه فرنگ يا فرنگي ها را از نزديك ديده بودند، «غرب» نماد آزادي و رهائي از قيود سنت تلقي مي شده ، و برحسب رمزگان دوگانه خير و شرّ ، «غرب» در بيشتر مواقع به مثابه شرّ رمزپردازي مي گرديده است. همچنين دو روايت نيرومند در جامعه مسلط شده بوده است. روايتي كه به دنبال حفظ سنت ها در مقابل آداب و رسوم غربي بوده و روايتي كه برعكس به دنبال غربي كردن جامعه ايران بوده است. نخستين آن، روايت سنت گرا و دومين آن روايت تجددگرا ناميده مي شوند. بنابراين ساختارهاي فرهنگ در دوره قاجاري چنين سازه فرهنگي را از «غرب» شكل بخشيده اند. اين سازه فرهنگي در دوره پهلوي و جمهوري اسلامي، ثابت نمانده و تغيير يافته است و نياز به مطالعه دارد. كليد واژه ها: برنامه قوي، جامعه شناسي فرهنگي، فرهنگ، جفري الگزاندر، فيليپ اسميت، غرب ، تجدد، قاجاريه، سفرنامه ها
چکیده (انگلیسی): Abstract “The West” has played a fundamental role in Iran’s contemporary transformations. Though studied and analyzed in economic, political and social terms, the impact of the west has not ever been analyzed in cultural terms, at least from the approach of Jeffrey Alexander and Philip Smith. This research attempts to pursue this aim, with the main question that what was the meaning of “West” and “Modernity” for the Iranians in Qajar Era? In other words, what cultural structure did “The West” form in that time and what was the primitive forms of this cultural structure? Alexander et al. consider the culture as the meanings which have the main role in the formation of interactions between human beings. In order to find out the reason of these interactions, we should reconstruction of the social texts. In other words, we should reconstruction cultural structures, namely symbol, codes and narrative concerning a subject or issue. The present research attempts to analyze the role and impact of “ the West” on the basis of this theory. The results show that the Iranians living in Qajar era, particularly those who had closely seen the west or western people, considered the “west” as the symbol of freedom and releasing from traditions. Based on two codes of good and evil, “west” represented “evil” most of the times. Also, there were two main narratives in the society: one narrative tried to protect traditions from being changed by western customs, and the other tried to westernize the Iranian society. The first is named Traditionalist narrative and the second is called Modernist narrative. Therefore, such cultural construction has been formed primitive forms of the west in Qajar era. This cultural structure has changed during Pahlavi era and after the Islamic Revolution and needs to be analyzed. Keywords: Strong Program, Cultural Sociology, Culture, Jeffrey Alexander, Philip Smith, the West, Modernity, Gajar era, travel accounts.
ذخیره: فایل 15 صفحه اول،  فایل تمام صفحه ها


 
< صفحه اصلی | پایان‌نامه‌ها | طرحها | نقشهها | عکس‌ها | چند رسانهها >